ادما خيلي با هم فرق دارن.

سر كار بودم و داشتم يه سري از عكسهاي جنگ لبنان رو روي نت نگاه ميكردم.  واقعا حالم بد شده بود و داشتم فكر ميكردم اگه خدايي نكرده اين بلا سر ايران بياد چي ميشه؟ داشتم به لبناني هاي مظلوم فكر ميكردم كه ديدم يكي از همكارام از اون ور اتاق صدام زد جوجو بيا يه سري عكس نشونت بدم. رفتم ديدم عكسهاي پدر بزرگ و مادر بزرگ سگش رو اماده كرده بهم نشون بده ! داشت دنبال عكس جد بزرگ سكش ميگشت كه احساس كردم دلم ميخواد خودش و فك و فاميل سگش رو همه با هم يك جا خفه كنم !

/ 0 نظر / 8 بازدید